برچسب:
نویسنده: کسری حبیبی
اینجا بهترین و در عین حال دلگیر ترین جای دنیاست برای من.
اینجا جاییه که تمام درد های درونیم رو توش خالی می کنم تا بتونم توی دنیای واقعی حال بهتری داشته باشم ، وبلاگ خوبم ، ازت ممنونم ، به خاطر تمام سال هایی که سنگ صبورم بودی.
برچسب:
نویسنده: کسری حبیبی
این رو فقط افرادی که من از نسل شون هستم و اونایی که از نسل من هستن می فهمن ؛
"چشم های رنگی حرف های زیادی برای گفتن دارن ، اما چشم های مشکی عمیق تر از اونی هستن که به راحتی بتونی حرف هاشونو بخونی."
برچسب:
نویسنده: کسری حبیبی
دلم می خواد هق هق گریه کنم ...
برچسب:
نویسنده: کسری حبیبی
برچسب:
نویسنده: کسری حبیبی
خودت کمکم کن .
سخته که همه چیز رو به چشم ببینم ولی ... ؛
تو رو به عظمتت قسم ، کمکم کن و بهم طاقت و تحمل بده همونطور که در گذشته دادی.
برچسب:
نویسنده: کسری حبیبی
برچسب: رهایی,
نویسنده: کسری حبیبی
"صبا کاظمیان"
۱۳۹۲/۱۰/۲۳ 22:58
برچسب:
نویسنده: کسری حبیبی
برچسب:
نویسنده: کسری حبیبی
دلتنگی
کوچه و پس کوچه است، یا بهتر است بگویم شبیه یک هزار توو ست.
و آدمی که با مرور کردن خاطرات در آن سرگردان است
و در پایان در میابد که باز هم به جایی رسیده که از آن شروع کرده به نبش قبر کردن خاطرات
----------------------------------------------------------
می نویسم این را تا اگر زنده بودم یادم باشد که :
جنون از تضاد عقل و دل شروع می شود
از جایی که احساسات قلیان می کنند و در عین حال مجالی برای جوش و خروش ندارند
برچسب:
نویسنده: کسری حبیبی
برچسب:
نویسنده: کسری حبیبی
سکوتم هر روز درحال بیشتر شدنه.
حالا به جایی رسیدم که دیگه نمی تونم با هیچکس حرف بزنم.
آدمی که یه زمانی پرحرف بود طوری که دیگران گاهی حوصله شون سر میرفت ، حالا نگاه و سکوتش بیشتر شده.
آدم ها موجودات جالبی هستن.
برچسب:
نویسنده: کسری حبیبی